مدرسه و من و نیکی...
نیکی را در حالیکه اه و اوه و ایش میکرد و به هرچی مدرسه است لعنت میفرستاد بردمش مدرسه ..خدا به خیر کند..امیدوارم سالی که نکوست از بهارش پیدا نباشد و بتواند معدل ممتاز سال گذشته را حفظ کند..بچه های حالا پرتوقع و راحت طلب و خوشگذرون ..مگه تن به درس و مدرسه میدهند؟
پ.ن: توی این بلاگ جدیدم حس بهتری دارم .یه جورایی احساس تمیزی و تازگی میکنم.احتمالن نخوام که همزمان دو وبلاگ را مدیریت کنم و قبلی رو ببندمش. البته بماند که به دلایلی بهتره که فقط همینجا بنویسم.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 9:17 توسط رویا
|