برای شماست که باز هم مینویسم ..
از عصر شنبه تا دیشب که بلاخره دنیای مجازی درهایش را به رویم گشود اینترنت نداشتم و به دلایل فنی و مخابراتی و تغییر یوزرنیم و پسوورد و اینجور چیزا من اجبارن چند روزی را با مهمانم و آشپزی و کارهای عقب افتاده ام سر کردم و باید اعتراف کنم که یک جورایی بد هم نبود و اوقات فراغتی بود برای خودش و من الان دوباره سر کارم حاضر شده ام !
جدن خیال داشتم که از این شرایط پیش امده استفاده و ترک عادت کنم ..ولی وقتی همسرم بی مقدمه اعلام کرد: کسی با نت کاری نداره؟! وصل شد!
دیدم اولین نفری که با هیجان شیر آب آشپزخانه را بست و با دستان نیمه کفی همه ی زندگیش را ول کرد و امد نشست جلوی مونیتور خودم بودم ..
حالا من می ایم و بازدیدهای همه ی دوستان خوبم را پس میدهم و اگر فرصت نکردم کامنت ها را زیرنویس کنم منو ببخشید چون من همچنان مهماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان دارم
-----------------------------
پ.ن: آدم بی ذوقی نیستم ولی هیچوقت مناسبت هارو جدی نمیگیرم و همه ی روزها برایم مثل هم است و ...دیشب در یلدای سال نود، ما بودیم و خواهرم و همسرش و خوراکی های یلدایی و شیطنت های دخترها و اس ام اس خوانی همسرخواهرم و از خنده رو بر شدن هاش و ...من بی تفاوت، به گذر عمر فکر میکردم و یلدایی دیگر که بی پدر آغاز شد و ۲۵دی که سالگرد پرواز مادر است.....