عمه ی اندره ب. یک شال گردن به او داده که هم خیلی سنگین است و هم خیلی جلف. عمه هرروز مراقب است ببیند ایا اندره وقتی بیرون میرود ان شالگردن را می بندد یا نه ...و او با پیراهن استین کوتاه میرود خداحافظی میکند و بعد در راهرو پیش از رفتن سریع کت و پالتویش را میپوشد...

از یادداشتهای روزانه ی البر کامو