فرزام شیرزادی:پسرم، اگر در آينده كارگردان شدي و سريال ساختي، داستان يا رمان نوشتي و مردم سريال يا كتابت را كپي نكردند و كپي آن را هم نخريدند، خوب است كه از آنها تشكر كني و قربونشون بري.پسرم، كپي كردن كار بي‌تربيتي‌اي است. اگر يك روز كتاب «ماشاءالله‌خان در دربار هارون‌الرشيد» را براي بچه‌ات خواندي و بعد او پرسيد اين كتاب را چه كسي نوشته، اگر بهش نگويي«ايرج پزشكزاد» بي‌تربيتي‌ كرده‌اي. كار بي‌تربيتي از كپي كردن بدتر است. پسرم، اگر سريال، فيلم، كتاب، موسيقي و بر فرض محال، حتي «تئاتر»ي خوب فروخت، دليل خوب بودنش نيست. در روزگار ما فيلمي با بي‌اعتنايي به هشت سال جنگ عراق عليه ايران، همه چيز را به مسخره گرفت و بيش از شش ميليارد تومان هم فروخت. پسرم، در روزگار جواني ما چند صد هزار نفر كه همه ظاهراً دوستدار موسيقي«دامبولي‌» بودند، بليت 150 دلاري مي‌خريدند تا در كشور همسايه بروند به كنسرت خوانند‌گان دامبولي. پسرم، اگر سريال ساختي، تكه‌پراني‌هاي شبه‌‌اجتماعي را زوركي در آن نچپان كه مردم تلقي سياسي از آن داشته باشند و ذوق‌زده شوند و خوش‌خوشان‌شان شود. پسرم، اگر موسيقي آغازين سريال تو هيچ ربطي به محتواي آن نداشت ايرادي ندارد، لااقل ترانه‌اي را كپي نكن كه قبلاً ديگران آن را ساخته‌اند و خوانده‌اند. پسرم، اگر روزگاري به حساب خودت سريال كمدي- تاريخي ساختي، هر كاري دلت خواست به اسم طنز نكن. هر اثري بايد ساختار داشته باشد. به اسم ساختارشكني هر جوك بامزه و بي‌مزه‌اي، از «گم كردن ليف در حمام» تا «به روح اعتقاد داري» را هر جا قافيه تنگ آمد خرج نكن. زبان محاوره‌اي دوران قاجار را با زبان اراذل و اوباش امروز كوچه پس‌كوچه‌ها در هم نياميز با اين توجيه كه هنوز قسمت‌هاي بعدي مانده و كار را مي‌توان جمع و جور كرد. پسرم، موسيقي كشورهاي ديگر به دوران تاريخي ما نمي‌چسبد. موسيقي آنها را كپي نكن. پسرم، اگر سريالت چند شخصيت داشت و حذف شخصيت‌هايي مثل وزير جنگ يا شوهر زن آشپز خللي در روند كارت به وجود نياورد، يعني ساختار سريالت مي‌لنگد. پسرم، در جغرافياي سياست‌زده، هرچه هر كه بگويد تعبير سياسي از آن مي‌شود و در آرام‌ترين حالت ما‌به‌ازا پيدا مي‌كند. براي فروش كارهايت عوام‌فريبي نكن. پوپوليست نباش. موج‌سواري هم نكن. پسرم، سريالي نساز كه اگر عده‌اي چند قسمت آن را نديدند به روند ادامه داستان لطمه نخورد و براي ديدن قسمت‌هاي بعدي اصلاً برايشان مهم نباشد كه چند قسمت را نديده‌اند. پسرم، براي فيلمنامه‌نويس شدن لازم نيست زبان‌شناس باشي، اما براي ديالوگ‌نويسي، واژه‌هاي مهجور 400 سال پيش را با كلماتي كه سه چهار سال از عمرشان مي‌گذرد نزن تنگ هم. پسرم، اگر كسي از تو انتقاد كرد به جاي عصبانيت يك بار ديگر يادداشت او را بخوان.
---------------------------

از اقای شیرزادی متشکرم.

از وبلاگ مداد سیاه نوشته ی فرزام شیرزادی