بچه ها توی سنین خاص و غیر خاص ،بحرانی و غیر بحرانی، اذیت هاشون عجیب و غریبه و من مادر خیلی وقتها جدن نمیدونم باید چه خاکی بر سرم بریزم و میمانم اساسی ..

یه روز عاشق میشن ..یه روز توی جزرن و یه روز دیگه توی مد ...دم به دم جلوی اینه اند و ایرادهای پوست شون رو میشمارند ..حتی اگه ایرادی هم وجود نداشته باشه میگردن پیدا میکنن و این جمله رو تو مدام میشنوی: مامان از دکتر پوست وقت بگیر ...و تو خسته و تسلیم برای ایرادی که توی صورت دخترکت نمیبینی و هر چه تلاش میکنی قانعش کنی به جایی نمیرسی با بی میلی وقت دکتر میگیری و میروید و دکتر هم مثل تو میماند که مشکل کجاست و با دقت و به زور نور یک چراغ قوه ی خیلی پیشرفته میرود توی صورت دخترک و بعد که چیزی پیدا نمیکند میرود  دست و پای دخترک را وارسی میکند و سر آخر از نگاهش معلوم است هیچی ندیده و نفهمیده و نهایتن میگوید : خب عزیزم اینا طبیعیه ..همه دارن..نباید دستکاری کنی..نباید تحریک بشن..

بعد هم توی رودرواسی یک دوجین دارو مینویسد و دخترک نسخه به دست از این داروخانه به اون عطاری مرا با خود میکشاند و در پایان مخ مشاور پوست داروخانه را هم برای اطمینان میزند و دقیقن همون سوالاتی که از دکتر پرسیده رو دوباره از او میپرسد ...مشاور پوست که صورتش چند تا لک کوچک و مقادیر بالایی موی زائد در زیر چانه دارد با دقت توی صورت دخترک مرا کنکاش میکند و هیچ نمیگوید....

داروهای خریداری شده ۵روز است که اینجا مانده و از جایشان تکان نخورده اند ...

عکس حذف شده..

پ.ن: تهران سرتاپا تعطیل از فردا ............و من حوصله ی هیچ کجا را ندارم ..نه سفر میخواهد دلم.. نه ددر و نه هیچ ...میخواهم بخوابم اگه بتونم..اگه...