از هم پاشیده...
توی یه سایت اشپزی دارم مثل احمقها سطر به سطر اموزش سالاد الویه رو میخونم اونهم چه با دقت!! حالا خودم شصتاد ساله دارم این سالادو درست میکنما چقدم که عالی میشه ..حالا این طرز پخت هم دقیقن همون طرز پخت منه ها ولی دارم یه جوری میخونمش انگار اولین باره ..انگار جدیده ...
احساس میکنم این روزا تکه تکه ام و هر عضوم یه جایی همین نزدیکیا افتاده و با یک رشته سیم به مرکز بدنم وصل شده و مغزم که فرمان میده هر عضوم یه کاری میکنه یه کار بی ربط یه کار بی معنی ...تازه بدتر از اون من محور اصلی خانه مان هم هستم....چه شود.....؟!!!!!
دعا کنید جد کنم پاشم برم استخر ...
بعدنوشته:
یعنی من حاضرم بشقاب و لیوان های یک مجلس عروسی رو بشورم ولی میمیرم این تکه های عجیب و غریب اب میوه گیری و غذاساز و اینارو بشورم ...( میدونم که باید توی وایتکس بذارمشون... حالا....)

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 16:44 توسط رویا
|