امروز بلاخره بعد از مدتها جست و جو در کتابفروشی های مختلف، پیدایش کردم ..رمان گل صحرا اثر واریس دیری در کتابفروشی پاساژ کسرا میدان کاج ...چشمانم برق زد وقتی خانم فروشنده ی باکلاس و متفاوت فروشگاه خنک و تمیز و خوشگل بهم گفت : گل صحرا؟ ب------------------له ...داریمش...

کتاب را از دست خانم باکلاس و مسن و فرنگی مآب  گرفتم و لای کتاب را با هیجان مخصوص (این شرایط )باز کردم و صفحه ای باز شد که اینجوری شروع شده بود:  لندن ! هیچ چیز در باره ی لندن نمیدانستم اما از تلفظ نامش خوشم می امد ....

خودش بود ...سریع ارتباط گرفتم ....کتاب را بستم و هشت هزار تومن دادم و زدم بیرون و دوباره کتاب را توی مسیرم باز کردم و کلمه کلمه و ناقص و از وسط و اخر ش یک چیزایی خواندم و دریافتم خودش است : یکی از ان هاست که قبل از مرگ باید خواند ....

دارم فکر میکنم من هم همیشه از تلفظ ( لندن) خوشم می امده و چقدر من خودم را توی این رمانها پیدا میکنم ...