کفش خوب....
خیر سرم ده ساله میخوام برم باغ سپهسالار یک کفش خوب بخرم ..قشنگ ده ساله....نشده برم...هر بار یه اما و نمیشه ای توش هست...یه بار مغزم از بیخوابی میترکیده ..یه بار ابروهام باید تمیز بشه...یه بار مهمون داشتم...یه بار جارو و گردگیری داشتم...یه بار حال و حوصله نداشتم...یه بار باید جای دیگری میرفتم....یه بار بیخیال اینهمه راه شدم رفتم از یه جای نزدیک کفش خریدم...
الان رفتن به باغ سپهسالار برام شده مثل یه سفر دوری که نمیدانم کی میروم؟
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9:35 توسط رویا
|