باز معتاد شدم به نت..به نت لعنتی ..به اف بی...به جذابیت های مزخرف نتگردی ..به خبرهای سایت فلان.....به لایک کردن ها.... خدایا از شنبه همه چیز را در نت میگذارم کنار ...قول میدهم ...فقط شاید گاهی بیایم اینجا...گاهی...

دیشب خیارشورها را با همان ظرف خودش که برای شام اماده کرده بودم گذاشتمش توی یخچال ..ساعت دوازده بود و چشمان من سنگین از خواب..توی دلم گفتم فردا که بشود میایم در یخچال را باز میکنم و خیارشورها را توی شیشه ی مخصوص خودش که آب هم دارد میریزم تا خراب نشوند و ریخت یخچال هم بهم نریزد ...

صبح ساعت نه در یخچال را باز میکنم تا پنیر و گردو را بیاورم بیرون ..خیارشورها توی بطری خودشان مرتب ارمیده اند ..شیک و باکلاس....کار (ه) است مسلمن....شوهر اینقدر حساس وسواس به این کارها....خاله زنک!!! خدای من !! چوخ بیلن! ...ایش.....! آی لاو یو انی وی....