یه روز بهش میگم...تلفنی!
دلم میخواهد گوشی تلفن را بردارم و به...هر چه دل تنگم میخواهد بگویم و او هم بی هیچ نیرویی و توانی و بی هیچ دفاعی و کلامی فقط گوش دهد و جیکش هم در نیاید... چون راه دیگری برایم وجود ندارد .همینکه چشمم به چشمش می افتد یادم میرود قرار بوده چی بهش بگویم تازه تته پته هم میکنم و تمرکزم از کف میرود و فراموش میکنم که قرار بود به او بگویم که .....
+ نوشته شده در جمعه یازدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 9:52 توسط رویا
|